Thursday, March 22, 2007

آيا شما هم جزو آن دسته از كساني هستيد كه كارهايتان را به فردا موكول مي كنيد؟

آيا شما هم جزو آن دسته از كساني هستيد كه كارهايتان را به فردا موكول مي كنيد؟


دراين مختصر به برخي عوامل مؤثر در اين موضوع و راه حل هايي براي مقابله با آن مي پردازيم . عوامل مؤثر در اهمال كاري عبارت اند از:

1- تقدم انگيزه برعمل . گاهي افراد توجيه مي كنند كه : حال و حوصله ندارم . صبر مي كنم تا انگيزه پيدا كنم! درحالي كه ممكن است اين حوصله بيشتر، هيچگاه از راه نرسد. اشخاص موفق مي دانند كه كار، مقدم بر انگيزه است. مهم نيست كه دوست داريد يا نداريد دست به كار شويد. وقتي شروع كرديد برداشتن قدم هاي بعدي ساده تر مي شود.

2- الگوي تسلط . مسامحه كارها ، اغلب از رفتاراشخاص كارآمد، برداشتي غير واقع بينانه دارند. آنها فكر مي كنند افراد موفق هميشه احساس اطمينان و اعتماد به نفس دارند و به راحتي به هدف خود مي رسند. اين تصور كاملاً غير واقع بينانه است .

رسيدن به اهداف غالباً با فشارهاي رواني همراه است و در راه رسيدن به هدف موانع و ناكامي هايي در انتظار است . افراد موفق هنگام بر خورد با موانع ، خيلي ساده آنها را مي پذيرند، در برابر مشكلات مي ايستند و با عزمي جزم به رويارويي با آنها مي روند.

3- ترس از شكست . گاهي فرد موفقيت را بيش ازحد مهم مي داند ، در نتيجه به جاي آن كه به استقبال خطر برود از آن مي گريزد. اشخاصي كه از شكست مي ترسند غالباً عزت نفس خود را با موفقيت مي سنجند و وقتي در كاري موفق نمي شوند خود را شكست خورده و ناكام مي پندارند.

4- كمال طلبي . بسياري از ما با اين باور بزرگ شده ايم كه بايد هميشه كارهايمان را عالي و بدون كم و كاست انجام دهيم ، بنابراين به دليل ترس از نقصان در كارها ، آنها را به تعويق مي اندازيم .

5- پاداش نگرفتن . بزرگترين نيروي انگيزه بخش در جهان، احساس شور و هيجان و رضايت از كاري است كه انجام مي دهيد. اگر احساس كنيد پاداش تلاش خود را مي گيريد، انگيزه شما براي كار ، بيشتر مي شود. آنچه بايد بدانيد ، اين است كه در نهايت همه اجر و پاداشها از درون انسان ناشي مي شود. تنها انديشه شما ست كه مي تواند شما را خوشحال يا ناراحت كند. اگر هرگز به خود امتيازي ندهيد و براي خود بهايي قائل نشويد ، به اين احساس مي رسيد كه هرگز نمي توانيد كاري براي خشنودي خود بكنيد، بنابراين امتحان كردنش بي معني است.

6- عبارت هاي بايد دار.عبارت هاي بايد دار معمولاً مؤثر نيستند ، زيرا احساس گناه ايجاد مي كنند و شرايطي فراهم مي سازند كه شما از انجام كار خودداري كنيد. گاهي اوقات هرچه بيشتر به خود بگوييد كه بايد كاري انجام دهيد، انجام آن كار به همان اندازه دشوار مي شود.

7- پرخاشگري انفعالي. مسامحه كارها اغلب از ابراز علني احساسات منفي خود واهمه دارند. ممكن است مخالف برخورد و اختلاف باشيد و ناراحتي را انكار كنيد. در اين صورت احساسات واقعي شما به صورت غير مستقيم ( يعني اهمال كاري) بروز خواهد كرد.

8- فقدان قاطعيت . خيلي ها به خاطر نداشتن قاطعيت و موافقت كردن با انجام كاري كه علاقه اي به انجام آن ندارند، اهمال كاري مي كنند. ممكن است به دليل آن كه مي خواهيد آدم خوبي باشيد تسليم خواسته هاي غير منطقي ديگران شويد. ممكن است از انتقاد ديگران بترسيد و يا از بحث با آنها واهمه داشته باشيد، در اين شرايط هر وقت به ياد آن كار مي افتيد از انجامش طفره خواهيد رفت.

شيوه هاي غلبه بر اهمال كاري:

1- اوقات خود را تقسيم كنيد . براي هر كار زمان مشخصي در نظر بگيريد. اغلب اهمال كاري ها نتيجه عدم آگاهي از وقت مقرر براي انجام كارهاست.

2- ياد آوري . روش يادداشت برداري براي كارهايي كه بايد انجام شود مفيد است. بهتر است در فواصل ساعات روز به آنها مراجعه كنيد.

3- روش جزء به جزء . اين شيوه بهترين راه غلبه بر اهمال كاري است، بخصوص وقتي كارهاي زيادي از قبل روي هم انباشته شده باشد. دراين روش اول بايد اولويت ها را مشخص كنيد. اگر كارتان زياد است هر روز جزيي از آن را انجام دهيد و بر انجام كامل آن اصرار نورزيد. براي خود فهرستي از كارهاي ضروري تهيه كنيد تا همواره كارهاي مهم خود را در نظر داشته باشيد.

4- بازي با احتمالات . كساني كه كارهاي خود را به تعويق مي اندازند معمولاً منتظر فرا رسيدن زماني هستند كه به اصطلاح حال كاركردن پيدا كنند. وقتي كاري را با تأخير شروع مي كنيد ، در حقيقت شانس بهتر ارائه كردن آن را از دست مي دهيد، هرچه شروع به كار به تأخير افتد احتمال بدتر انجام دادن آن بيشتر مي شود.

5- هم پيماني . با خود عهد كنيد كه در انجام كارهايتان كوشا باشيد . براي انجام آنها با دوستي كه احياناً همين هدف را دارد قرار بگذاريد و با هم آن را دنبال كنيد.

6- تغيير محيط . محيط را به نحوي كه دوست داريد براي كار تغيير دهيد و عواملي را كه موجب حواس پرتي شما مي شوند دور كنيد.

7- پاداش . مي توانيد اموري را كه برايتان لذت بخش هستند مثل تماشاي يك برنامه تلويزيون – به عنوان پاداش براي انجام به موقع كارهايتان در نظر بگيريد.

8- تنبيه . تنبيهي كه در برابر هر كوتاهي ، براي خودمان مقرر مي داريم ، هشداري است كه ما را از تكرار و ادامه آن برحذر مي دارد. نوع تنبيه به ميل و سيلقه ما بستگي دارد. مي توانيم كاري را كه از آن بدمان مي آيد به عنوان تنبيه در نظر بگيريم و يا خود را از انجام يك برنامه لذت بخش – مثل ديدار دوستان – محروم كنيم.

قبل از اين كه اتفاق ناگواري برايتان بيفتد ، قدر زندگي تان را بدانيد

قبل از اين كه اتفاق ناگواري برايتان بيفتد ، قدر زندگي تان را بدانيد

بسياري از ما هرگاه چيزي را از دست مي دهيم به ارزش آن پي مي بريم و آنگاه است كه زندگي عادي ما با قدرشناسي بيشتري همراه مي شود و چيزهايي كه گاهي ارزشي براي آن قائل نمي شديم ؛ مانند خنده ، زيبايي ، دوستي ، طبيعت ، خانواده ، افراد مورد علاقه و خانه ، مهمتر و استثنايي تر از قبل به نظر مي رسند و روزهاي زندگي مانند هديه خداوندي و واقعه اي به ياد ماندني جلوه مي كنند . واقعاً بيش از اين چه مي خواهيم.

پس وقتي از عكس العمل خود نسبت به اخبار ناگوار اطمينان داريم ( همانگونه كه افراد پيش از ما داشتند ) چه لزومي دارد براي قدرداني از زندگي منتظر وقوع وقايع بد باشيم؟ چرا از همين حالا قدرشناس زندگي خود نباشيم ؟ زندگي به خودي خود امري شگفت انگيز است و ما از بودن خود واقعاً بايد شكرگزار باشيم.

بسياري از ديدگاه هاي ما ، بالقوه از يادآوري كوتاهي و بي دوامي زندگي و گذر سريع امور نشأت مي گيرند . لحظه اي تصور مي كنيد كه زندگي جاودان است و لحظه اي بعد پي به اشتباه خود مي بريد ؛ يك روز از پياده روي روزانه خود لذت مي بريد و روز ديگر به دليل وقوع تصادفي اين امرغير ممكن مي گردد ؛ يك روز خانه اي داريد ولي روز ديگر طعمه آتش مي شود. حتماً نكته را دريافتيد . مسلماً دو طريق مشخص نگرش به اين زندگي غيرقابل اطمينان و بي دوام وجود دارد. يكي احساس شكست و ترس از تغييرات ناگزير كه تغييرات دردناك را نيز شامل مي گردد. و طريق دوم كه ديدي مثبت مي باشد ، آن است كه بي دوامي و غيرقابل اطمينان بودن زندگي را عاملي براي سپاسگزاري بدانيد .

ما با خانه خود بسيار آشنا بوده و وقت زيادي را در آن صرف مي كنيم ، به همين دليل بها ندادن به خانواده ، دارايي ها ، محيط زندگي ، تنهايي ، امنيت ، راحتي و ساير امكاناتي كه منزل براي ما فراهم نموده ، آسان است و به همين دليل دشوار به نظر مي رسد كه دائماً به خود يادآوري كنيم كه از داشتن يك خانه ي هر چند كوچك ، چقدر خوشحال هستيم . ما احتياج به وقتي ( شايد چند دقيقه اي ) براي تفكر و در صورت امكان بيان حق شناسي خود از نقش مهمي كه خانه در زندگي ما ايفاء مي كند ، داريم . به جاي آن كه پس از شنيدن اخبار ناگوار ، ارمغان زندگي را مغتنم شماريم ، از "هم اكنون" آن را جزء لازم و مكمل زندگي خود گردانيم تجربه اي شادتر از هميشه در زندگي و خانه خود خواهيم داشت و مطمئناً بيش از حد تصور خود سپاسگزار مي شويم

اين مطلب، مال خانمهاست: چهار نکته همسردارى

اين مطلب، مال خانمهاست: چهار نکته همسردارى
همسردارى و گرم نگه داشتن كانون زندگى خانوادگى اگرچه كارى سهل و آسان به نظر مي رسد اما كمتر كسى موفق مى شود به آساني و بدون تلاش به زندگى اش گرمي ببخشد. رعايت نكات و فرمول هايى در چگونگى برخورد با همسرانتان مى تواند شما را در داشتن كانونى گرم و دلپذير كمك كند. نكاتى كه مى خوانيد حاصل كار و تلاش متخصصان و برگرفته از زندگى هاى موفق است:بيرون از خانه براى اين كه به آرامش برسيد و بتوانيد به طرف مقابل تان نيز آرامش بدهيد بهتر است كلبه يا جايى را بيرون از شهر و دور از هياهو مثل جنگل در نظر بگيريد. سعى كنيد در اين محل به هيچ وجه به تلويزيون، راديو و تلفن دسترسى نداشته باشيد. اگر تلفن همراه داريد آن را خاموش كنيد. در اين زمان شما و همسرتان فرصتى داريد براى اين كه بتوانيد با هم حرف بزنيد و تنها باشيد.
خانم ها بايد بدانند كه تنها راه به دست آوردن هر چيز اين است كه شخصى آن را درخواست كند. شوهران شما نيز مثل همه انسان هاى ديگر نمى توانند فكرها را بخوانند و درك فراحسى ندارند. بنابراين بى جهت زندگى تان را تلخ نكنيد و جار و جنجال راه نيندازيد. خيلى ساده به آنها بگوييد چه چيزى باعث شادى تان خواهد شد.


بيان نيازها به زبان ساده بيشتر خانم ها اعتقاد دارند كه شوهرشان بايد خودش نيازهاى آنان را بشناسد و در رفع آن بكوشد. اين دسته از زنان - كه البته كم هم نيستند - معتقدند اگر براى شوهرشان توضيح بدهند كه چه چيزى باعث شادى و خرسندى شان مى شود، باعث شكسته شدن غرور و شخصيت آنان خواهد شد. خانم ها بايد بدانند كه تنها راه به دست آوردن هر چيز اين است كه شخصى آن را درخواست كند. شوهران شما نيز مثل همه انسان هاى ديگر نمى توانند فكرها را بخوانند و درك فراحسى ندارند. بنابراين بى جهت زندگى تان را تلخ نكنيد و جار و جنجال راه نيندازيد. خيلى ساده به آنها بگوييد چه چيزى باعث شادى تان خواهد شد. براى مثال اگر شوهرتان از شما سؤال كرد كه شام را دو نفرى بيرون برويم يا با دوستان و اقوام غذا بخوريم، آنچه را كه واقعاً دلتان مى خواهد به او بگوييد و رودررو تعاروف را كنار بگذاريد. زيرا اگر از روى خجالت يا ملاحظه يا هر چيز ديگرى حقيقت را از او پنهان كنيد او تصور خواهد کرد كه به خواسته شما عمل كرده است. بنابراين سعى كنيد صداقت را اصلى ترين محور زندگى تان قرار دهيد.براي هم لقمه بگيريد!

وقتى غذايى مى پزيد از شوهرتان در مورد آن غذا نظر بخواهيد و سعى كنيد در طول هفته چند بار غذاهاى مورد علاقه او را درست كنيد. سعى كنيد روش هاى بهتر و دقيق تر پخت غذاهاى مورد علاقه او را ياد بگيريد. در طول ماه براى يك بار هم كه شده با پختن غذاى مورد علاقه او و چيدن سفره يا ميز به طرزى متفاوت با گذشته، بدون اين كه قاشق و چنگال سر سفره يا ميز ببريد با استفاده از دست غذا بخوريد و براى او لقمه بگيريد و از او هم بخواهيد اين كار را انجام بدهد. اين كار باعث مى شود مثل روزهاى اول زندگى يا سر سفره عقد كه كيك و عسل در دهان يكديگر مى گذاشتيد، احساس صميميت و يكرنگى بيشترى با هم بكنيد.[از دست ما عصباني نشويد! : اگر جزو آدم هاي بسيار مبادي آداب هستيد و نمي توانيد از قاشق و چنگال صرف نظر کنيد، هنگام صرف غذاهايي نظير کتلت و کوکو براي هم لقمه بگيريد.]تناسب اندامتان را حفظ كنيداگر بيش از اندازه چاق يا لاغر هستيد، به فكر بيفتيد تا تناسب اندام خود را به دست بياوريد. به يك متخصص تغذيه مراجعه كنيد و سعي کنيد دريابيد كه علت اين مشكل در چيست. با رعايت يك رژيم غذايى متعادل، اندامتان را در وضعيت مناسبى قرار دهيد. به آزمايشات و نكاتى كه پزشك به شما توصيه كرده توجه كنيد و در كنار آن با تكنيك هاى توجه به از بين بردن كينه و حسادت و نفرت از ديگران، به پاكسازى روح تان بپردازيد و انرژى هاى منفى و نگرانى و افسردگى را از خود دور کنید

یک راه ساده برای رهای از احساسات

يك راه ساده براي رهايي از احساسات خشم آلود

اين شيوه براي رهايي از احساسات خشم آلود نسبت به ديگران فوق العاده مفيد است. به كسي بينديشيد كه واقعاً شما را آزرده مي كند و باعث عصبانيت تان مي شود. اكنون چشمهايتان را ببنديد و تلاش كنيد اين شخص را همانند يك نوزاد تصور كنيد. چهره هاي بسيار كوچك و چشم هاي كوچك بي گناه نوزادان را ببينيد. توجه كنيد كه نوزادان نمي توانند كمك كنند اما اشتباه مي كنند و هر يك از ما، زماني نوزادي كوچك بوديم. حالا ساعت را يك صد سال به پیش ببريد. همان شخص را ببينيد كه آدمي بسيار پير و در حال مرگ است. به چشمهاي خسته و لبخند ملايم او نگاه كنيد كه حكايت از اندكي خردمندي و پذيرش اشتباهات انجام شده دارد. دريابيد كه هر يك از ما با گذشت چند دهه، زنده يا مرده، صد ساله خواهيم شد.

شما مي توانيد با اين فن بازي كنيد و به راه هاي گوناگون آن را تغيير بدهيد. اين فن تقريباً هميشه براي استفاده كننده قدري ارتباط و همدردي مورد نياز را فراهم مي آورد. اگر هدف ما اين است كه شخصي آرامتر و با محبت شويم، قطعاً خواهان آن نيستيم كه منفي نگري را نسبت به ديگران در سر بپرورانيم