آيا شما هم جزو آن دسته از كساني هستيد كه كارهايتان را به فردا موكول مي كنيد؟
دراين مختصر به برخي عوامل مؤثر در اين موضوع و راه حل هايي براي مقابله با آن مي پردازيم . عوامل مؤثر در اهمال كاري عبارت اند از:
1- تقدم انگيزه برعمل . گاهي افراد توجيه مي كنند كه : حال و حوصله ندارم . صبر مي كنم تا انگيزه پيدا كنم! درحالي كه ممكن است اين حوصله بيشتر، هيچگاه از راه نرسد. اشخاص موفق مي دانند كه كار، مقدم بر انگيزه است. مهم نيست كه دوست داريد يا نداريد دست به كار شويد. وقتي شروع كرديد برداشتن قدم هاي بعدي ساده تر مي شود.
2- الگوي تسلط . مسامحه كارها ، اغلب از رفتاراشخاص كارآمد، برداشتي غير واقع بينانه دارند. آنها فكر مي كنند افراد موفق هميشه احساس اطمينان و اعتماد به نفس دارند و به راحتي به هدف خود مي رسند. اين تصور كاملاً غير واقع بينانه است .
رسيدن به اهداف غالباً با فشارهاي رواني همراه است و در راه رسيدن به هدف موانع و ناكامي هايي در انتظار است . افراد موفق هنگام بر خورد با موانع ، خيلي ساده آنها را مي پذيرند، در برابر مشكلات مي ايستند و با عزمي جزم به رويارويي با آنها مي روند.
3- ترس از شكست . گاهي فرد موفقيت را بيش ازحد مهم مي داند ، در نتيجه به جاي آن كه به استقبال خطر برود از آن مي گريزد. اشخاصي كه از شكست مي ترسند غالباً عزت نفس خود را با موفقيت مي سنجند و وقتي در كاري موفق نمي شوند خود را شكست خورده و ناكام مي پندارند.
4- كمال طلبي . بسياري از ما با اين باور بزرگ شده ايم كه بايد هميشه كارهايمان را عالي و بدون كم و كاست انجام دهيم ، بنابراين به دليل ترس از نقصان در كارها ، آنها را به تعويق مي اندازيم .
5- پاداش نگرفتن . بزرگترين نيروي انگيزه بخش در جهان، احساس شور و هيجان و رضايت از كاري است كه انجام مي دهيد. اگر احساس كنيد پاداش تلاش خود را مي گيريد، انگيزه شما براي كار ، بيشتر مي شود. آنچه بايد بدانيد ، اين است كه در نهايت همه اجر و پاداشها از درون انسان ناشي مي شود. تنها انديشه شما ست كه مي تواند شما را خوشحال يا ناراحت كند. اگر هرگز به خود امتيازي ندهيد و براي خود بهايي قائل نشويد ، به اين احساس مي رسيد كه هرگز نمي توانيد كاري براي خشنودي خود بكنيد، بنابراين امتحان كردنش بي معني است.
6- عبارت هاي بايد دار.عبارت هاي بايد دار معمولاً مؤثر نيستند ، زيرا احساس گناه ايجاد مي كنند و شرايطي فراهم مي سازند كه شما از انجام كار خودداري كنيد. گاهي اوقات هرچه بيشتر به خود بگوييد كه بايد كاري انجام دهيد، انجام آن كار به همان اندازه دشوار مي شود.
7- پرخاشگري انفعالي. مسامحه كارها اغلب از ابراز علني احساسات منفي خود واهمه دارند. ممكن است مخالف برخورد و اختلاف باشيد و ناراحتي را انكار كنيد. در اين صورت احساسات واقعي شما به صورت غير مستقيم ( يعني اهمال كاري) بروز خواهد كرد.
8- فقدان قاطعيت . خيلي ها به خاطر نداشتن قاطعيت و موافقت كردن با انجام كاري كه علاقه اي به انجام آن ندارند، اهمال كاري مي كنند. ممكن است به دليل آن كه مي خواهيد آدم خوبي باشيد تسليم خواسته هاي غير منطقي ديگران شويد. ممكن است از انتقاد ديگران بترسيد و يا از بحث با آنها واهمه داشته باشيد، در اين شرايط هر وقت به ياد آن كار مي افتيد از انجامش طفره خواهيد رفت.
شيوه هاي غلبه بر اهمال كاري:
1- اوقات خود را تقسيم كنيد . براي هر كار زمان مشخصي در نظر بگيريد. اغلب اهمال كاري ها نتيجه عدم آگاهي از وقت مقرر براي انجام كارهاست.
2- ياد آوري . روش يادداشت برداري براي كارهايي كه بايد انجام شود مفيد است. بهتر است در فواصل ساعات روز به آنها مراجعه كنيد.
3- روش جزء به جزء . اين شيوه بهترين راه غلبه بر اهمال كاري است، بخصوص وقتي كارهاي زيادي از قبل روي هم انباشته شده باشد. دراين روش اول بايد اولويت ها را مشخص كنيد. اگر كارتان زياد است هر روز جزيي از آن را انجام دهيد و بر انجام كامل آن اصرار نورزيد. براي خود فهرستي از كارهاي ضروري تهيه كنيد تا همواره كارهاي مهم خود را در نظر داشته باشيد.
4- بازي با احتمالات . كساني كه كارهاي خود را به تعويق مي اندازند معمولاً منتظر فرا رسيدن زماني هستند كه به اصطلاح حال كاركردن پيدا كنند. وقتي كاري را با تأخير شروع مي كنيد ، در حقيقت شانس بهتر ارائه كردن آن را از دست مي دهيد، هرچه شروع به كار به تأخير افتد احتمال بدتر انجام دادن آن بيشتر مي شود.
5- هم پيماني . با خود عهد كنيد كه در انجام كارهايتان كوشا باشيد . براي انجام آنها با دوستي كه احياناً همين هدف را دارد قرار بگذاريد و با هم آن را دنبال كنيد.
6- تغيير محيط . محيط را به نحوي كه دوست داريد براي كار تغيير دهيد و عواملي را كه موجب حواس پرتي شما مي شوند دور كنيد.
7- پاداش . مي توانيد اموري را كه برايتان لذت بخش هستند مثل تماشاي يك برنامه تلويزيون – به عنوان پاداش براي انجام به موقع كارهايتان در نظر بگيريد.
8- تنبيه . تنبيهي كه در برابر هر كوتاهي ، براي خودمان مقرر مي داريم ، هشداري است كه ما را از تكرار و ادامه آن برحذر مي دارد. نوع تنبيه به ميل و سيلقه ما بستگي دارد. مي توانيم كاري را كه از آن بدمان مي آيد به عنوان تنبيه در نظر بگيريم و يا خود را از انجام يك برنامه لذت بخش – مثل ديدار دوستان – محروم كنيم.
دراين مختصر به برخي عوامل مؤثر در اين موضوع و راه حل هايي براي مقابله با آن مي پردازيم . عوامل مؤثر در اهمال كاري عبارت اند از:
1- تقدم انگيزه برعمل . گاهي افراد توجيه مي كنند كه : حال و حوصله ندارم . صبر مي كنم تا انگيزه پيدا كنم! درحالي كه ممكن است اين حوصله بيشتر، هيچگاه از راه نرسد. اشخاص موفق مي دانند كه كار، مقدم بر انگيزه است. مهم نيست كه دوست داريد يا نداريد دست به كار شويد. وقتي شروع كرديد برداشتن قدم هاي بعدي ساده تر مي شود.
2- الگوي تسلط . مسامحه كارها ، اغلب از رفتاراشخاص كارآمد، برداشتي غير واقع بينانه دارند. آنها فكر مي كنند افراد موفق هميشه احساس اطمينان و اعتماد به نفس دارند و به راحتي به هدف خود مي رسند. اين تصور كاملاً غير واقع بينانه است .
رسيدن به اهداف غالباً با فشارهاي رواني همراه است و در راه رسيدن به هدف موانع و ناكامي هايي در انتظار است . افراد موفق هنگام بر خورد با موانع ، خيلي ساده آنها را مي پذيرند، در برابر مشكلات مي ايستند و با عزمي جزم به رويارويي با آنها مي روند.
3- ترس از شكست . گاهي فرد موفقيت را بيش ازحد مهم مي داند ، در نتيجه به جاي آن كه به استقبال خطر برود از آن مي گريزد. اشخاصي كه از شكست مي ترسند غالباً عزت نفس خود را با موفقيت مي سنجند و وقتي در كاري موفق نمي شوند خود را شكست خورده و ناكام مي پندارند.
4- كمال طلبي . بسياري از ما با اين باور بزرگ شده ايم كه بايد هميشه كارهايمان را عالي و بدون كم و كاست انجام دهيم ، بنابراين به دليل ترس از نقصان در كارها ، آنها را به تعويق مي اندازيم .
5- پاداش نگرفتن . بزرگترين نيروي انگيزه بخش در جهان، احساس شور و هيجان و رضايت از كاري است كه انجام مي دهيد. اگر احساس كنيد پاداش تلاش خود را مي گيريد، انگيزه شما براي كار ، بيشتر مي شود. آنچه بايد بدانيد ، اين است كه در نهايت همه اجر و پاداشها از درون انسان ناشي مي شود. تنها انديشه شما ست كه مي تواند شما را خوشحال يا ناراحت كند. اگر هرگز به خود امتيازي ندهيد و براي خود بهايي قائل نشويد ، به اين احساس مي رسيد كه هرگز نمي توانيد كاري براي خشنودي خود بكنيد، بنابراين امتحان كردنش بي معني است.
6- عبارت هاي بايد دار.عبارت هاي بايد دار معمولاً مؤثر نيستند ، زيرا احساس گناه ايجاد مي كنند و شرايطي فراهم مي سازند كه شما از انجام كار خودداري كنيد. گاهي اوقات هرچه بيشتر به خود بگوييد كه بايد كاري انجام دهيد، انجام آن كار به همان اندازه دشوار مي شود.
7- پرخاشگري انفعالي. مسامحه كارها اغلب از ابراز علني احساسات منفي خود واهمه دارند. ممكن است مخالف برخورد و اختلاف باشيد و ناراحتي را انكار كنيد. در اين صورت احساسات واقعي شما به صورت غير مستقيم ( يعني اهمال كاري) بروز خواهد كرد.
8- فقدان قاطعيت . خيلي ها به خاطر نداشتن قاطعيت و موافقت كردن با انجام كاري كه علاقه اي به انجام آن ندارند، اهمال كاري مي كنند. ممكن است به دليل آن كه مي خواهيد آدم خوبي باشيد تسليم خواسته هاي غير منطقي ديگران شويد. ممكن است از انتقاد ديگران بترسيد و يا از بحث با آنها واهمه داشته باشيد، در اين شرايط هر وقت به ياد آن كار مي افتيد از انجامش طفره خواهيد رفت.
شيوه هاي غلبه بر اهمال كاري:
1- اوقات خود را تقسيم كنيد . براي هر كار زمان مشخصي در نظر بگيريد. اغلب اهمال كاري ها نتيجه عدم آگاهي از وقت مقرر براي انجام كارهاست.
2- ياد آوري . روش يادداشت برداري براي كارهايي كه بايد انجام شود مفيد است. بهتر است در فواصل ساعات روز به آنها مراجعه كنيد.
3- روش جزء به جزء . اين شيوه بهترين راه غلبه بر اهمال كاري است، بخصوص وقتي كارهاي زيادي از قبل روي هم انباشته شده باشد. دراين روش اول بايد اولويت ها را مشخص كنيد. اگر كارتان زياد است هر روز جزيي از آن را انجام دهيد و بر انجام كامل آن اصرار نورزيد. براي خود فهرستي از كارهاي ضروري تهيه كنيد تا همواره كارهاي مهم خود را در نظر داشته باشيد.
4- بازي با احتمالات . كساني كه كارهاي خود را به تعويق مي اندازند معمولاً منتظر فرا رسيدن زماني هستند كه به اصطلاح حال كاركردن پيدا كنند. وقتي كاري را با تأخير شروع مي كنيد ، در حقيقت شانس بهتر ارائه كردن آن را از دست مي دهيد، هرچه شروع به كار به تأخير افتد احتمال بدتر انجام دادن آن بيشتر مي شود.
5- هم پيماني . با خود عهد كنيد كه در انجام كارهايتان كوشا باشيد . براي انجام آنها با دوستي كه احياناً همين هدف را دارد قرار بگذاريد و با هم آن را دنبال كنيد.
6- تغيير محيط . محيط را به نحوي كه دوست داريد براي كار تغيير دهيد و عواملي را كه موجب حواس پرتي شما مي شوند دور كنيد.
7- پاداش . مي توانيد اموري را كه برايتان لذت بخش هستند مثل تماشاي يك برنامه تلويزيون – به عنوان پاداش براي انجام به موقع كارهايتان در نظر بگيريد.
8- تنبيه . تنبيهي كه در برابر هر كوتاهي ، براي خودمان مقرر مي داريم ، هشداري است كه ما را از تكرار و ادامه آن برحذر مي دارد. نوع تنبيه به ميل و سيلقه ما بستگي دارد. مي توانيم كاري را كه از آن بدمان مي آيد به عنوان تنبيه در نظر بگيريم و يا خود را از انجام يك برنامه لذت بخش – مثل ديدار دوستان – محروم كنيم.